زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام در شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
بیتو یا فـاطـمه با محـنت دنـیا چه کنم؟ وای، با اینهمه غم، بیکس و تنها چه کنم بیتو دنیاست مرا، همچو کویری سوزان دور، از سایهات ای شاخۀ طوبی چه کنم؟ آتـش فـتـنـه ز خـامـوشی تو روشـن شد در چنین مهلکه، ای بضعۀ طاها چه کنم؟ من به دریای غمت کشتی طـوفانزدهام پای بندم به تو و، غرق به دریا؛ چه کنم؟ ای که در رحـلت احـمد بگـرفـتی دستم حال کز داغ تو افـتادهام از پا، چه کنم؟ در دل شب، ز یـتـیـمان تو پنهـان گریم گر صدایم شنود زینب کـبری، چه کنم؟ |